آبشــــــــــــــــــار در انتهای خود تمام می شود!
اما...
دریــــــــــــــــــــا در انتهای خود تازه شروع می شود...
بهروز معماریان
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 15:23 توسط سمانه
|
آبشــــــــــــــــــار در انتهای خود تمام می شود!
اما...
دریــــــــــــــــــــا در انتهای خود تازه شروع می شود...
بهروز معماریان
وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از غزوه تبوك برگشتند. سعد انصارى به استقبال آن حضرت رفت و نبى اكرم صلى الله عليه و آله با او مصافحه كرد و چون دست در دست سعد گذاشت ، فرمود، اين زبرى چيست كه در دستهاى توست ؟ عرض كرد: يا رسول الله ! با بيل و كلنگ كار مى كنم و براى خانواده ام روزى فراهم مى نمايم . رسول خدا صلى الله عليه و آله دست سعد را ببوسيد و فرمود: اين ، دستى است كه حرارت آتش دوزخ به آن نرسد
وقتی دستان خسته و پینه بسته ات را میبینم و چشمان خسته ای که با نگرانی به خواب میرود دیگر اختیار چشمهایم را از دست میدهم ... غرق اشک میشود
تو بخواب میروی و من مثل بچگی هایم از کنج اتاق باخجالت تماشایت میکنم و دزدانه برای دستهای خسته ات اشک میریزم...
پدرم دنیای دستان پینه بسته ات را به دنیاهای رنگین و نرم و لطیف آسودگیها نمیبخشم!